» » » رویای خود را به سطل زباله نیاندازید

رویای خود را به سطل زباله نیاندازید

تاریخ :
نویسنده : Admin
نظرات : 0
بازدیدها : 169
  • 3

رویای خود را به سطل زباله نیاندازیدیک معلم زبان انگلیسی جوان و بی پول آمریکایی بنام استیو تلاش می‌کرد تا زندگیش را با نوشتن داستان برای مجله ها بگذراند.

او یک روز شروع به نوشتن داستانی درباره یک دختر دبیرستانی دردسر ساز کرد، اما بعد از نوشتن سه صفحه اول داستان گمان کرد که داستان خوبی نشده و نوشته هایش را به درون سطل زباله انداخت.

با خودش فکر کرد اصلا چرا داستان دیگری بنویسد که به مجموعه داستانهای رد شده‌اش اضافه شود؟ در واقع استیو تسلیم شد و رویای خود را به سطل زباله انداخت!

روز بعد هنگامی که همسرش "تابیتا" مشغول تمیز کردن اتاق استیو بود بصورت اتفاقی توجهش به تعدادی کاغذ مچاله شده در درون سطل زباله جلب شد، او کاغذها را برداشت، صاف کرد، خاکستر سیگار را از رویشان پاک کرد و بعد از خواندن آنها را دوباره روی میز استیو قرار داد.

هنگامی که استیو آمد به او گفت : احساس میکنم در لابلای این صفحات چیزی وجود دارد، چیزی که شاید ارزش به پایان رساندن داشته باشد.

حق با او بود، استیو آن داستان را به پایان برد و نهایتا حق نشر آن کتاب را نزدیک به نیم میلیون دلار فروخت!

داستان آن دختر دبیرستانی دردسر ساز بنام "کری" باعث موفقیت او در حرفه نویسندگی شد و استیون کینگ با آن رمان به یکی از موفق ترین نویسندگان قرن بیستم تبدیل شد.

رمانی که همسرش تابیتا کینگ از سطل زباله بیرون کشید ...

 

به کانال رسمی کافه انگیزه در تلگرام بپیوندید.
کانال تلگرام کافه انگیزه

نظر دهید :

نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید